تبلیغات
گذر اقاقیا - نمایش آرشیو ها
جراحت
برای محدقه‌ام
روایات روزمره/ سیزدهم
چهار نعل تاختن
برسد به دست گلبانو
قصه‌های اتوبوسی
مادری
مراسم ستاره چینی
رنگ خدا
کج سلیقگی یا چطور به مرور مردم را به دیدن فیلم‌های بد عادت دهیم!
بخند ای صبح نورانی، پس از شب‌های طولانی*
سهم کوچک ما
به سیاهی شب
از کلمات پیچیده شده میان پارچه ترمه
انتظار
لحظاتی که باید قضاوت کردن را کنار بگذاری
یکی یکی
شرحه شرحه...
غریبانه
«می‌گفت: مثل خودت سرما را دوست دارند»
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی*
آغوش‌های تسلی بخش
سفر هر که را دیده‌ام برده است
آبت سرد و نانت گرم
زمین سوخته
روایات روزمره/ دوازدهم
امید
داریم با حسین حسین پیر می‌شویم
زنجیره
دلتنگی خوشه انگور سیاه است
شکست‌ها
از رسوم اشتباه عروسی‌ها
هیچ کس مثل تو آن روز نجنگیده به شهر
دخترک درونم نخودی می‌خندد
تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند
در ستایش یک مرد ساده دل
از تفکرات در حال پیاده‌روی/ هشتمی
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
محبوبه
از خاک ما در باد، بوی تو می‌آید*
آن طرف بام
میای بریم به بازی؟
دوردست‌ها
بخش عمیق تنهایی
ساعت پنج صبح
روزی روزگاری
دیدار با مردم عجیب در سینما
كه در خواب پریشان منی
تکرار نشدنی
مرهم

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز