تبلیغات
گذر اقاقیا - مطالب تیر 1397
1397/04/14  22:47   

از وقتی عذرم را از کار خواسته‌اند، روزی نیست که قلبم از اندوه فشرده نشود. پدرم و مادرم با ناراحتی نگاهم می‌کنند و می‌پرسند «چیزی شده؟» من سکوت می‌کنم و فقط تلاش می‌کنم اشکم سرازیر نشود. به هر کسی که می‌شناختم برای کار سپرده‌ام، رزومه فرستاده‌ام و توضیح داده‌ام چقدر به درآمدش نیاز دارم؛ از پرستاری تا چپ چینی سایت به دنبال هر کاری رفته‌ام و نتیجه؟ فعلا هیچ! در این شرایط بد اقتصادی که کشور با آن دست به گریبان است، فقط باید منتظر یک معجزه بمانم.


پی‌نوشت: می‌دانم اینجا دیگر خواننده‌ای ندارد، فقط خواستم از حال بد این روزها به کلمات و وبلاگم پناه بیاورم.

   


نظرات()  

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز