تبلیغات
گذر اقاقیا - مطالب مرداد 1396
1396/05/19  21:37   

خانم مونتگومری در یکی از جلدهای کتاب آنی شرلی که یادم نیست کدام‌شان است، زنی را توصیف می‌کند که دو ویژگی خاص اخلاقی دارد. یکی از ویژگی‌های اخلاقی زن این است که تحت هیچ شرایطی از وضعیت هوا حرف نمی‌زند و گلایه‌ای نمی‌کند. گمانم هم‌صحبتی با چنین کسی به وقت بی‌حوصلگی و نداشتن موضوع کمی سخت باشد ولی در موقعیت‌های دیگر خیلی هم بد به نظر نمی‌رسد.

همه اینها را گفتم که از دفترچه قدیمی‌ام بگویم. همین چند روز پیش بازش کردم تا نگاهی به روزانه‌نویسی‌های قدیمی‌ام بکنم. فکر می‌کنید در اولین صفحه‌اش چه چیزی نوشته بودم؟ نوشته بودم:«امروز دوازده شهریور است، پس از مدت‌ها یک باران حسابی بارید. حالا دیگر می‌شود بوی پاییز را حس کرد» بله! من شبیه به شخصیت خاص کتاب خانم مونتگومری نیستم. من هم مثل بقیه دلم لک زده برای پاییز و آن باران‌های بی‌وقفه‌اش که چند روز و چند شب ادامه پیدا می‌کرد. بارانی که صدای برخورد قطراتش با شیروانی خانه، بهترین موسیقی دنیا بود.

   


نظرات()  
1396/05/19  21:27   

امشب به هدف کوچکم فکر می‌کردم که قرار است از این به بعد برای رسیدن به آن تلاش کنم. حس یک دختر ایلیاتی را دارم که باید سوار اسبش شود و نیمی از سال را چهار نعل بتازد تا به مقصد برسد.

   


نظرات()  
1396/05/11  22:47   

یک وقت‌هایی هم دلم می‌خواهد پرنده باشم. حس پرواز و رها بودن در آسمان به کنار. پرنده که باشم، می‌توانم آن چند نفری را که دوستشان دارم، زیر بال‌هایم نگه دارم و خیالم راحت باشد که اتفاق بدی برایشان نمی‌افتد.

   


نظرات()  

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز