1396/02/31  14:57   

اعتراف می‌کنم شنیدن خبر ازدواج همیشه هم خوشحالم نکرده، ناراحت هم نشده‌ام. می‌شود گفت یک خبر معمولی بوده برایم. ولی در مواردی که می‌فهمم در پس این خبر یک علاقه درست و عمیق وجود دارد، خوشحال می‌شوم. از همان‌ها که وقتی رفیق‌ات می‌خواهد از او صحبت کند چشمانش از شادی برق می‌زند، با صدایی که هیچ تردیدی در آن وجود ندارد. از همان‌ها که سایه‌ آرامش‌اش را حتا در همان روزهای استرس آور قبل از ازدواج‌شان می‌توانی حس کنی.

*شاعر: امید نعمتی

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز