1394/06/13  22:21   

نوشته مهمان

یکی از ویدئوهای تد را خیلی دوست دارم. آمی کادی در این ویدئو از نتیجه عجیب و غیرمنتظره‌ای که در تحقیقاتش گرفته حرف می‌زند. همه ما می‌دانیم که آدم‌ها وقتی احساس قدرت  می‌کند ژست‌های بدنی خاصی را به نمایش می‌گذارند. اما آیا عکس قضیه هم صادق است؟ اگر ژست‌های بدنی قدرت را تقلید کنیم آیا احساس قدرت خواهیم کرد؟ خانم کادی جواب مثبت می‌دهد. این حرف عجیب است چون درست برخلاف چیزی است که ما همیشه باور داشته‌ایم. هیچ کس شک ندارد که اگر علت‌ها را از بین ببرد معلول‌ها هم تغییر می‌کنند. اما آمی کادی دارد می‌گوید معلول‌ها را از بین ببرید تا علت‌ها ناپدید شوند. و راستش این حرف، حتی اگر عجیب باشد، بی‌سابقه نیست. یادم هست چند سال پیش یادداشت ترجمه‌شده‌ای از یک کشیش آمریکایی می‌خواندم که به مردم توصیه می‌کرد «چنان کنند که گویی ایمان دارند» تا احساس معنوی پدیدار شود. (و البته من این یکی را توصیه نمی‌کنم!) به علاوه منطق شیوه درمانی رفتاری در روانشناسی هم همین است: کاری نداشته باش که کدام افکار به این رفتار خاص منتهی شده‌اند. به آدم‌ها یاد بده طور دیگری رفتار کنند تا افکارشان هم تغییر کند.

ایدهٔ آمی کادی برای من جذاب است چون آن را دربارهٔ یکی از مشکلات خودم به کار برده‌ام: کمبود اعتماد به نفس. نشانه‌های بی‌اعتمادی به خود، یا به عبارتی معلول‌های رفتاری به اعتمادی به خود کدام‌اند؟ هرکس می‌تواند یک لیست طولانی از آن‌ها را دربارهٔ خودش بنویسد. اگر هم در این مورد مشکلی دارید به یکی از کتاب‌هایی که دربارهٔ زبان بدن حرف می‌زنند مراجعه کنید. آنها به شما خواهند گفت که کدام ژست‌ها و رفتارها را مردم اطرافتان به پای نداشتن اعتماد به نفس می‌گذارند. ولی من اینجا می‌خواهم از یک رفتار به خصوص حرف بزنم که مدت‌ها پیش در خودم کشف کردم و بعدها مرتبا در دختران جوانی کم‌رو و بی‌اعتماد به نفس دیده‌ام: توضیح خود. تا وقتی به توانایی‌هایمان شک داریم، همیشه در حال توضیح دادن خودمان هستیم. وقتی دربارهٔ چیزی نظر می‌دهیم وظیفهٔ خودمان می‌دانیم که بگوییم منظورمان چه چیزهایی نبوده. پیشاپیش دربارهٔ همه سوبرداشت‌های احتمالی احساس خطر می‌کنیم. وقتی پیشنهادی مطرح می‌کنیم، چند بار یادآوری می‌کنیم که دیگران «مجبور نیستند» قبولش کنند؛ انگار که خود کلمهٔ «پیشنهاد» این مفهوم را نمی‌رساند. همیشه نگرانیم که نادانسته کسی را ناراحت کنیم.

ویدئوی آمی کادی را ببینید. اگر شما هم به فکر افتادید که با این روش کاری برای اعتماد به نفستان بکنید، شاید بد نباشد که از «توضیح خود» شروع کنید. تلاش کنید که از امروز خودتان را توضیح ندهید: از انتهای ایمیل‌هایتان، آن پاراگراف طولانی را که می‌گوید منظور شما چه چیزهایی نبوده‌است حذف کنید. مراقب باشید که از پی‌نوشت‌های وبلاگ برای عذرخواهی از کسانی که ممکن است از این نوشته دلخور بشوند استفاده نکنید. وقتی پیشنهادی به میان آوردید، نگران رودربایستی مخاطب نباشید. من فکر می‌کنم این نقطه خوبی برای شروع باشد. معمولا دست برداشتن از رفتاری که آموخته‌ایم انجام بدهیم ساده‌تر از شروع کردن رفتاری است که یاد گرفته‌ایم انجام ندهیم.


امضا محفوظ

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز