1394/05/10  01:17   

از بهترین خبرهای این روزها برای من انتخاب شدن مربی باشگاهی که می‌روم به عنوان یکی از بهترین مربی‌های خانم ِ استان بود. زنی که با پنجاه سال سن حتا یک روز هم ورزش کردن را ترک نکرد. صبح‌ها و عصرها همراه هر دو شیفت از بچه‌های باشگاه ورزش می‌کرد و در تمام این سال‌ها به شهریه باشگاهش اضافه نکرد. می‌گفت:«حقوق بازنشستگی‌ همسرم کفاف زندگی دو نفری‌مان را می‌دهد.» عقیده داشت:«کسانی که ورزش کردن را دوست دارند باید بیایند و از فضای باشگاه استفاده کنند و هزینه باشگاه نباید مانعی بشود برای ورزش کردن هیچ کس.» غمخوار و همراه بچه‌های باشگاه بود و فقط یک مربی ساده ورزشی نبود برایمان. ما تعدادمان کم می‌شد، بهانه می‌آوردیم برای رفتن به باشگاه، برای ورزش کردن. تنبلی می‌کردیم. یک وقت‌هایی چندماه نمی‌رفتیم. ولی او بود. او همیشه با لبخند همان جا منتظرمان بود.

بابا همیشه به من نصیحت می‌کند:«هر کاری که می‌خواهی انجام بدهی را با عشق انجام بده تا به بهترین شکل جلو برود.» من فکر می‌کنم خانم مربی این اصل را خوب در کارش پیاده کرده.


   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز