1394/04/23  00:38   

از تصاویر ناراحت‌ کننده این روزها برای من این بود که وقتی در حال رد شدن از کوچه‌ای بودم، یکهو یک کیسه زباله از پنجره آپارتمانی پرت شد جلوی پایم. یک لحظه ترس برم داشته بود. بعد که دیده بودم کیسه زباله است، نگاهی به پنجره بسته شده انداخته بودم. عصبانیتم را قورت داده بودم. کیسه را برداشته بودم و انداخته بودم در اولین سطل زباله.

فکر می‌کنم اوضاع خیلی بدتر از این حرف‌ها باشد که با شعار و چند پوستر بشود حلش کرد. موضوع فقط طبیعت و آلودگی آن نیست. کسانی که حتا حاضر نیستند جلوی در خانه یا کوچه‌شان را تمیز نگه دارند چطور می‌شود از آنها انتظار دلسوزی برای طبیعت را داشت؟

پی‌نوشت‌اول: تصور کنید اگر رفتگران یک روز شهر را تمیز نکنند با چه صحنه‌هایی مواجه خواهیم شد؟

پی‌نوشت دوم: این متن را با ناراحتی نوشتم. گمانم کاملا مشهود باشد.

   


نظرات()  

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز