1394/02/30  00:15   

گفته بودی با آدم کتاب نخوان و کسی که اهل مطالعه نباشد آبت توی یک جوب نمی‌رود. کسی که وقتش را هدر بدهد و فکرش شکل نگرفته و تربیت نشده باقی بماند.

من با تو موافقم. نظر من هم دقیقا همین است. آدم‌ها را از روی دغدغه‌ها و حرف‌هایی که می‌زنند می‌شود شناخت. حداقل کامل اگر نه، می‌شود مقداری شناخت و با آدمی که در تمام عمرش به جز کتاب‌های درسی‌اش کتابی نخوانده، ارتباط برقرار کردن سخت است.

اما اصلش فکر می‌کنم مشکل از جایی شروع شد که مطالعه کردن تبدیل به یک ویژگی شد. چیزی که روی دوشمان بود و هست تبدیل شد به نشان فرهیخته بودن. می‌دانی دارم از چه چیزی صحبت می‌کنم؟ مثل اینکه بگویی:«چه خوب که فلانی آدم منظم و تمیزی‌ است.» در حالی که منظم و تمیز بودن هیچ شاهکاری نیست. بلکه وظیفه‌اش هم هست. درباره کتاب‌خوان بودن هم همین طور.



   


نظرات()  

گذر اقاقیا

نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو/ اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز